Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

دختری به نام لیدا...

آمد و آتش به جانم کرد و رفت
با محبت امتحانم کرد و رفت
آمد و بنشست و آشوبی به پا
در میان دودمانم کرد و رفت
آمد و روئی گشود و شد نهان
نام خود ورد زبانم کرد و رفت
آمد و او دود شد من شعله ای
در وجود خود نهانم کرد و رفت
آمد و برقی شد و جانم بسوخت
آتشین تر این بیانم کرد و رفت
آمد و آئینه گردانم بشد
طوطی بی همزبانم کرد و رفت
آمد و قفل از دهانم برگشود
چشمه آب روانم کرد و رفت
آمد و تیری زد و شد ناپدید
همچنان صیدی ، نشانم کردو رفت
آمدو چون آفتی در من فتاد
سر به سوی آسمانم کرد و رفت

دیرگاهیست که من منتظرم...

و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم

هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد

از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم

و دست آخر

همه را فراموش کنم




وقتی یه آدم میــــــــگه
هیچ کس منو دوســــــــت نداره

منظورش از هیچ کــــس

یک نفــــــــر بیشتر نیست…




دیرگاهیست که من منتظرم
واز این پنجره ها می نگرم


پنجره تاریک است "شبحی پیدا نیست

آشنایی در این کوچه نمی بینم هیچ...


همه جا رنگ سکوت

همه جا نظم دقایق پیداست


من دوباره

شب خود را به سپیده گره خواهم زد


دیرگاهیست که من منتظرم...

من تا آخرین فصل باران منتظرت می‌مانم


زودتر بیا


من زیر باران ایستاده‌ام

و انتظار تو را می‌کشم.


چتری روی سرم نیست

می‌خواهم قدم‌هایت را،

با تعداد قطره‌های باران شماره کنم


تو قبل از پایان باران میرسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان می‌رسد؟


مرا که ملالی نیست

حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم


نه از بوی یاس باران‌ خورده، خسته می‌شوم

نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است.


هروقت چلچله برایت نغمه‌ی دلتنگی خواند

و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا


من تا آخرین فصل باران منتظرت می‌مانم


تو این دنیا هرچیزی یه قیمتی داره...

همیشه کسانی هستند

که در نهایـت دلـتـنـگـی

نمی توانیم آنها را در آغــوش بگیریم

بــدتــریـن اتفاق شایـــد همین باشد...!




تو این دنیا هرچیزی یه قیمتی داره...

یه روزی...

یه جایی...

به وقتش...

بالاخره باید پرداخت بشه...

هیچ چیز مجانی نیس به جز

"رحمت خداوندی"

اگه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد


کجایی .. که ببینی
من چقدر دل خسته و تنهام


ببینی ، زندگی بی تو ...

داره جون میده رو دستام




گاهـے حجم دلتنگے هایَـــم آنقــدر زیــآد میشـود
ڪــﮧ دنیــــــا با تمامـ وسعتش برایـــــم تنــگ میشود !
دلــتــنگـــم . . . !
دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ گردش روزگارش
بـﮧ مَــن ڪـﮧ رسید از حرڪـت ایستاد !
دلتنگ ِ ڪـسـے ڪـﮧ دلتنگـےهایم را ندید...
دلتنگ ِ خودمـ
خودے ڪـﮧ مدتهاست گم ڪـرده ام . . . !