Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن


سخت است....

میان حاجت هایت گریه کنی و بگی .....

خدایا عشقش رو از دلم بیرون کن ....



دریغ از یه پیام اونم اینجا که فقط از حالت جویا بشم...خیلی نامردی

دوست داشتنت در من بی انتهاست


عشـــــــق یعنی ..
تکثیر تــــــو در هر ثانیه از زندگی ام ...
یعنــــــی ..
قشنگترین تکراری که هیچ وقت تکراری نمی شود ..




چه خوب است که هیچ چیز هرگز
بی نقص نیست
همیشه می توان امید داشت
قفل بسته ی در
زنگ زده باشد
طناب دور گردنت
پوسیده باشد
و سیاهچاله ی اسارتت
شکافی داشته باشد برای ورود نور
یک دنیای ناقص را
همیشه بیشتر از یک بهشت متعالی
می توان دوست داشت!





مینویسم سرشار از عشق


برای تویی که همیشه



تنها مخاطب خاص دلنوشته های منی...


برای تو که بخوانی و بدانی



دوست داشتنت در من بی انتهاست...


 مدتی طولانیو سختل  پنج سالی میشه که رفتیو هنوز نتونستم فراموشت کنم
     اولین دیدارمون یادته؟ی تو این مدت همیشه جلوی چشام بودی
  همه ی حرف ها و کارات،نگاهتد تک تک اعضای خانواده مهربونت
  نمیدونم قسمتم چرا اینطور شد؟ا  باهمه ی اینها همیشه برات آرزوی سلامتی دارم و
 همیشه :

 دوستت داشتمو، دارمو، خواهم داشت...

یکی هست

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه

 

نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

 

یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه

 

یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه

 

یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره

 

چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره

 

گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم

 

اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم

 

میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

 

خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا

 

سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار

 

دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار

 

ازتوکه می نویسم

ازتوکه می نویسم

جملاتم بی اراده، عاشقانه می شوند
شعرمی شوند

تمام احساسم روی کاغذ می دود
ومن هرآنچه ازتو میخواهم می نگارم،

تومیخوانی
اول کمی مکث میکنی
 
وبعد لبخند می زنی
میدانم...