-
تو که می توانی
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 15:38
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 خدایا دستانم را هر چه بالا می آورم به آسمان نمی رسد تو که می توانی دستان ناتوانم را بگیر و راهی آسمانم کن حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با...
-
من خدایی دارم
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 15:31
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در ان بالاها مهربان، خوب، قشنگ چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد... او مرا می خواند، او مرا می خواهد! Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 در ساحل امن عقل بودم که جنون یکدفعه مرا به داخل...
-
فهمیده ام که...
یکشنبه 18 دیماه سال 1390 00:34
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 فهمیده ام که ، همه می خواهند بر فراز قله ها باشند ، اما تمام خوشی و لذت در هنگام صعود اتفاق می افتد . فهمیده ام که، ما مدت زیادی را صرف آرزو برای نداشته ها و غفلت از داشته ها می کنیم . فهمیده ام که،در برخی شرایط، انسان فقط به دستی برای فشردن و قلبی برای درک کردن نیاز دارد . فهمیده...
-
دکتر علی شریعتی
جمعه 16 دیماه سال 1390 00:24
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن! (دکتر علی...
-
عزیزم دارد این دل هم خدایی
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 14:39
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 منم سرگشته حیرانت ای دوست کنم یکباره جان قربانت ای دوست تنی نا ساز از شوق وصل کویت دهم سر بر سر پیمانت ای دوست دلی دارم در آتش خانه کرده میان شعله ها کاشانه کرده دلی دارم که از شوق وصالت وجودم را ز غم ویرانه کرده من آن آواره بشکسته حالم ز هجرانت بُتا رو به زوالم منم آن مرغ سرگردان و...
-
خبر از من داری؟
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 00:33
Normal 0 MicrosoftInternetExplorer4 خبر از من داری؟ خبر از دلتنگی های من چطور؟ و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند خبرش رسیده که مـُرده اند؟؟؟ هیچ سراغ دلم را میگیری؟ کسی خبر داده که، آب رفته ام از خستگی؟ مچاله ام از دلتنگی؟ آه .... که هیچ کلاغی نساختیم میان هم وجدانت راحت خبرهای من به تو نمی رسد!!! Normal 0...
-
قابل تأمل
دوشنبه 12 دیماه سال 1390 11:53
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA شیرین بهانه بود فرهاد تیشه میزد تا نشنود صدای مردمانی را که در گوشش میخواندند دوستت ندارد کبوتر لب تنگ ماهی نشست و گفت تو که سقف قفست شکسته چرا پرواز نمیکنی بعضی از گذشته ها زیاد هم نگذشته اند دقیق که باشی ردپایشان را درآینده می بینی جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر...
-
خوب و بد همیشه در خاطرشه
یکشنبه 11 دیماه سال 1390 12:35
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA روزگار هزار تا برگ دفترشه خوب و بد همیشه در خاطرشه روزگار یه برگ سفید یه برگ سیاست اینو هرکسی که هست باورشه روز گار کودک شیر خواره ایی نیست که گرسنه در پی مادرشه روزگار پلنگ زخمیست که دوان در پی صید ، نوشته بر پیکرشه روزگار درنده خو ، پنجه عقاب خشونت یه گوشه از ظاهرشه
-
زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
یکشنبه 11 دیماه سال 1390 12:28
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن گردشـــی در کوچــه باغ راز کن هر که عشقش در تماشا نقش بست عینک بد بینی خود را شکسـت علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت عشق اسطرلاب اسرار خداست من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام دیــــده ام بــر...
-
نه، خسته ام
یکشنبه 4 دیماه سال 1390 12:02
چه بود ؟ صدای در بود؟ نه، خسته ام کیست این وقت شب؟ نه خیالاتی شده ام آخر بگو... تو با این همه بی وفایی ات در خیال من چه میکنی؟
-
پرواز عجب عادت خوبیست
شنبه 3 دیماه سال 1390 01:08
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه! باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو! خدا پشت و پناهت، به سلامت بگذار...
-
کی داره از تو نشونی؟
پنجشنبه 1 دیماه سال 1390 23:56
تاکجا باید سفر کرد که بشه بازم تورو دید؟ از کدوم مزرعه گل، میشه تصویر تورو چید؟ بگو با کدوم ترانه میشه باز تورُ صدا کرد؟ از کدوم پنجره باید خورشید رو تو، نگاه کرد؟ تو چی هستی؟ یه فرشته؟ یه پری؟ یا یه ستاره؟ چیه راز چشم مستت، که مثه فصل بهاره چی تو قلبت لونه کرده که همه عاشقت هستن چی به پروانه ها گفتی که همه دل به تو...
-
شب یلداست
چهارشنبه 30 آذرماه سال 1390 15:13
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA شب یلداست دلم در خواب پروانه شدن بود ولی افسوس دلم در اوج رفتن روبه شمعی سوخت و من نالان کنار سفره ای از عشق خالی … شبی مایوس و سرگردان، دارم امشب!
-
کبوترای عشق
دوشنبه 28 آذرماه سال 1390 23:49
آه ای دل غمگین که به این روز فکندت؟ فریاد که از یاد برفت این همه پندت ای مرغک سر گشته کدامین هوس آموز بی بال و پرت دید و چنین بست به بندت آه ای دل دیوانه هزار بار نگفتم با سنگدلان یار مشو میشکنندت نه عاشق من بود و مرا عاشق کرد نه آینه شدو، پای هیچم دق کرد... وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟ گلهای خواب آلوده رو...
-
تنگ شده
پنجشنبه 24 آذرماه سال 1390 00:34
چقدرسخته بعد یه مدت ببینیش قندتو دلت آب بشه با خودت بگی این عشق منه؛ بخوای بلند فریادبزنی هی فلانی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده چقدر آرزوی دیدنت رو داشتم همین که می خوای دهن باز کنی اسمشو صدا کنی یادت میاد اون دیگه مال تو نیست اون دیگه از پیشه تو رفته دلشو به یکی دیگه بسته و برای تو هیچی جز حسرت و تنهایی باقی نگذاشته...
-
تو را از چشم هایت می شناسم
سهشنبه 22 آذرماه سال 1390 14:46
مرا از شعرهایم می شناسی مرا از غصه هایم می شناسی اگر یک شب به بالینم بیایی مرا از ناله هایم می شناسی تو را از چشم هایت می شناسم تو را از آن نگاهت می شناسم سخن هرگز نگفتی با من اما تو را از آن صدایت می شناسم
-
دلم برای کسی تنگ شده
جمعه 18 آذرماه سال 1390 12:57
گاهی زندگی عجیب بوی نا امیدی میدهد بوی نفرت،انزجار ، درد ، تنهایی الآن از همون گاهی هاست! د ل م بر ا ی کس ی تنگ ش د ه... کسی که اندوهم را بخواند و وسعت تنهاییم را درک کند به گمانم این روزها ، زمین تنها کسی است که دوستم دارد! چون تنها اوست که آنگاه که زمین میخورم محکم مرا در آغوش میگیرد آنقدر محکم مرا در سینه خود می...
-
منتظرتم
شنبه 12 آذرماه سال 1390 20:24
هیچگاه آخرین نگاهت را فراموش نمی کنم نگاهی سرشار از عشق و محبت و صمیمیت . امروز؛ روزها از آن روز می گذرد، ولی تو هنوز برنگشته ای ... صدایت در گوشم زمزمه می کند و نگاهت در ذهنم مجسم، ولی من تو را می خواهم نه خیالت را ...
-
شیشه وجودم، یخ بسته
پنجشنبه 3 آذرماه سال 1390 13:42
چه قدر امشب سرد است شیشه وجودم، یخ بسته میترسم، با تلنگری بشکنم آنروزها.... آنقدر از گرمای تو پر بودم که در تب میسوختم پس کوچههای مهربانی را گام به گام، شانه به شانه قدم می زدیم اما نمیدانم کدام کوچه حسود قدمهایت را از من ربود
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 16 آبانماه سال 1390 21:35
کنار موج ها آرام بودیم شبیه ماهیانی خام بودیم بدون عشوه های عاشقانه دو عاشق پیشه ناکام بودیم
-
که اینگونه ز من تو دل بریدی
شنبه 14 آبانماه سال 1390 19:52
چه کردم با تو در دنیای عشقم که اینگونه ز من تو دل بریدی چه کردم با دلت ای مهربانم که تو عاشقتر از من برگزیدی مگر غیر از وفا از من چه سر زد که دل را بی وفا خواندی و رفتی مگرغیراز نگاهت به چشمانم که درزد که از ناز چشم خود ازدل گرفتی مگر در باغ احساسم چه کم بود که یکبار از وجودش گل نچیدی مگر در قلب من جای تو کم بود که از...
-
نیستی
دوشنبه 9 آبانماه سال 1390 14:21
نیستی حالم خرابه تو رو با یکی دیگه دیدم داغون شدم مردم ولی باز تو رو بخشیدم نیستی دلشوره دارم میبینم تو رو تو چشماش این تقدیر بی رحمه با قلبم عشق من برو نذار تنهاش نیستی حال من خرابه نیستی دستام سرد سرد چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد نیستی و هوای این گریه داره بغضم رو میشکنه من مردم و دستهای تو قاتل...
-
زمزمه های دلتنگی
دوشنبه 9 آبانماه سال 1390 00:11
یگانه، در اتاقم خلوتی ساکت و سرد، سجاده ام پر از تسبیح و دعا، در شگفتم با خود... که چرا خاک شدم؟ من چرا این همه مشتاق شدم؟ من چه کردم با تو؟ که رهایم کردی... تو چرا سنگ شدی؟ من چرا این همه دلتنگ شدم؟ تو بمان با قلبت، تو بمان با یاست؛ تو بمان اما من.. میروم شهر به شهر میکنم از سر هر کوی گذر؛ روز و شب میگردم، تا بیابم...
-
خیلی سخته
یکشنبه 8 آبانماه سال 1390 00:24
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی...
-
صاف و یکرنگ
شنبه 7 آبانماه سال 1390 00:38
بیشمارند آنهاییکه نامشان آدم است... ادعایشان آدمیت ... کلامشان انسانیت ... رفتارشان صمیمیت ... حال، من دنبال یکی میگردم که ... نه آدم باشد ... نه انسان ... نه دوست و رفیق صمیمی ... تنها صاف باشد و صادق ... پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن ... هیچ نگوید ... فقط همان باشد که سایه اش میگوید .... صاف و یکرنگ ... نظرتون...
-
زخم
یکشنبه 24 مهرماه سال 1390 10:37
عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود! من در این بغض های هر لحظه در این دلتنگی های مدام در این آشفتگی های دقایقم دارم سکوت می شوم! با من از عشق چیزی بگو پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود …! زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد...
-
سرا پا اگر زرد و پژمردهایم
یکشنبه 10 مهرماه سال 1390 23:44
سرا پا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خوردهایم اگر داغ دل بود ما دیدهایم اگر خون دل بود ما خوردهایم اگر دل دلیل است آوردهایم اگر داغ شرط است ما بردهایم اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گردهایم گواهی بخواهید: اینک گواه همین زخمهایی که نشمردهایم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 27 شهریورماه سال 1390 17:23
اگر یار مرا دیدی به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت غمم دادى و غمخوارم نکردى / سر و کارت به فرداى قیامت . . .
-
در حالـی کـه زنــده ای
یکشنبه 27 شهریورماه سال 1390 17:09
آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد امـا فـاجعـه ی زنـدگیِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودنِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای
-
اضافی
سهشنبه 15 شهریورماه سال 1390 00:55
تا حالا شده دلت بگیره، از دست غصه دق کنه بمیره؟ تا حالا شده که محتاج بشی، حتی خدا هم دست رو نگیره؟ تا حالا شده یه روز بیخبر، عشقت بره، بهونش رو بگیری؟ بفهمی هرچی میگفت دروغ بود، کم بیاری و دلت بخواد بمیری؟ تا حالا تنها یه جا نشستی، بی سر و صدا، توی خودت شکستی؟ حس خجالت بشینه رو چهرت، از اینکه حس کنی اضافی هستی؟ تا...