عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود!
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم سکوت می شوم!
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد...
سرا پا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود ما دیدهایم
اگر خون دل بود ما خوردهایم
اگر دل دلیل است آوردهایم
اگر داغ شرط است ما بردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گردهایم
گواهی بخواهید: اینک گواه
همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر بردهایم
اگر یار مرا دیدی به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت
غمم دادى و غمخوارم نکردى / سر و کارت به فرداى قیامت . . .
آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد
امـا فـاجعـه ی زنـدگیِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودنِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای
تا حالا شده دلت بگیره، از دست غصه دق کنه بمیره؟
تا حالا شده که محتاج بشی، حتی خدا هم دست رو نگیره؟
تا حالا شده یه روز بیخبر، عشقت بره، بهونش رو بگیری؟
بفهمی هرچی میگفت دروغ بود، کم بیاری و دلت بخواد بمیری؟
تا حالا تنها یه جا نشستی، بی سر و صدا، توی خودت شکستی؟
حس خجالت بشینه رو چهرت، از اینکه حس کنی اضافی هستی؟
تا حالا شده چیزی ببینی، دلت بخواد کور بشیو نبینی؟
واسه پنهون کردن گریه هات، زیر بارون، بدون چتر بشینی؟
...تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند
تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست... 
