
گفتی
که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی
که نه! باید بروم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف
تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو! خدا پشت و پناهت، به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
با تشکر از مریم عزیز
http://sedayeashena.blogsky.com

تاکجا باید سفر کرد که بشه بازم تورو دید؟
از کدوم مزرعه گل، میشه تصویر تورو چید؟
بگو با کدوم ترانه میشه باز تورُ صدا کرد؟
از کدوم پنجره باید خورشید رو تو، نگاه کرد؟
تو چی هستی؟ یه فرشته؟ یه پری؟ یا یه ستاره؟
چیه راز چشم مستت، که مثه فصل بهاره
چی تو قلبت لونه کرده که همه عاشقت هستن
چی به پروانه ها گفتی که همه دل به تو بستن
تو کجایی؟ کی داره از تو نشونی؟
تو کدوم جنگل، دشتی؟ تو کدوم صحرا می مونی؟
تو کدوم دریای آبی یا کجای آسمونی؟
به چی باید قسمت داد تا ابد باید بمونی؟
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم؟
دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه؟
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟
راستی شب یلداتون پیشاپیش مبارک
واسه همه ی نیازمندایی که سفرشون خالیه تو شب زیبای یلدا حتما دعا کنید.
به این امید که روزی بیاد؛ هیچ سفره ای خالی نباشه...

چقدرسخته بعد یه مدت ببینیش قندتو دلت آب بشه با خودت بگی این عشق منه؛ بخوای بلند فریادبزنی هی فلانی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده چقدر آرزوی دیدنت رو داشتم همین که می خوای دهن باز کنی اسمشو صدا کنی یادت میاد اون دیگه مال تو نیست اون دیگه از پیشه تو رفته دلشو به یکی دیگه بسته و برای تو هیچی جز حسرت و تنهایی باقی نگذاشته چشمات پر از اشک میشه از ترس اینکه غمتو ببینه بهش پشت میکنی و راهتو عوض میکنی؛ تا مبادا او با دیدن غمت عذاب وجدان بگیره....