تقدیم به کسی که
هنوز هم تکه ای از اسمان در چشمانش جرعه ای از دریا در دستانش
و تجسمی زیبا از خاطره ها
و ایثار سرخ در معبد ارغوانی دلش
به یادگار مانده
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ،
با لالایی مهربان خود ،
آرام کن
تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم
دوستای گلم سلام
بیشتر از دوماه بود که بدلایل مختلفی نتونستم خدمتتون برسم
از ابراز لطف تک تک شماها و پیامهایی که برام گذاشتید ممنونم و
جا داره تشکر ویژه ایو داشته باشم از همتون که در نبودم، این وبلاگو تنها نذاشتید.
حامد
مـــــاســـه
هــا
فراموش کار ترین رفیقان راهند !
پا به پایت می آیند ،آنقدر که گاهی
سماجتشان در همراهی حوصله ات را سر می برد ،
اما کافی است تا اندک بادی بوزد یا
خرده موجی برخیزد ، تا برای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود !
مــــــا از نســــل مـاسـه
نیـــــــستیم
. . . !
♥♥ از نســــل صــدفیــــم . . . ♥♥
صدفهایی که به پاس اقامتی یک روزه تا
دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه می کنند .
یکی از اساتید دانشگاه خاطره جالبی را که مربوط به سالها پیش بود نقل میکرد:
"چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
سه
چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان
تعیین
شد که در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست توی نیمکت بغلیم مینشست و اسمش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یکی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.
پرسیدم
فیلیپ رو میشناسی؟
کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره
و ردیف جلو میشینه!
گفتم نمیدونم کیو میگی!
گفت همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش میکنه!
گفتم نمیدونم منظورت کیه؟
گفت همون پسری که کیف وکفشش همیشه ست هست باهم!
بازم نفهمیدم منظورش کی بود!
اونجا
بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت فیلیپ
دیگه، همون پسر مهربونی
که روی ویلچیر میشینه...
این بار دقیقا فهمیدم کیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فکر،
آدم
چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها
چشم
پوشی کنه...
چقدر خوبه مثبت دیدن...
یک لحظه خودمو جای کاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟
حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!
وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم خیلی خجالت کشیدم...
شما چی فکر میکنید؟
چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی کنیم"
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد