Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

Hamed

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

دلــــــم یکـــــ خیابــــــان می خــــواهد


و تو هیچگاه نخواهی فهمید

که من با یاد همان دقایقی که کنار هم بودیم ،

سال هایی را که بی تو گذشت زنده مانده ام !

آره...

سینمای ذهنم هر شب همان فیلم همیشگی را پخش میکند …

خاطرات بودنت را …




دلــــــم یکـــــ خیابــــــان می خــــواهد ..
کـــه بشــــود بـــا تــــــــو قـــدمــ زد ..

جایی کهــ مردمــــش زبـــــان مــا را بلـــد نیستـــــند ..

مـــــن بــــــه زبـــــــــان خــــودمانــــــِی ...

هــــی بگــــــویـــم دوســـتــــتـــــــــ دارمـــــــ :x

و عـابران درگــــِیر این کنجکـــاوی باشــــند ..

مـــن چــــه می گــویم که تـــــو اینــطور میخـــــــندی ..


به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻦ


ﺏ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻦ !!


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ


ﻭﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﮕﻪ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺘﻪ.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺨﻮﺷﯿﻢ ﺷﺪﻩ نت.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﻫﻤﻪ ﺭﻭﺩﺳﺖ ﺧﻮﺭﺩﻡ.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺣﻤﻪ ﺩﻟﻪ ﻫﻤﻪ ﺷﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﺣﻢ ﺩﻟﻢ ﻧﺸﺪ.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺮ ﺍﻫﻨﮕﯽ ﺯﺩﻡ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ.


ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﻀﻤﻮﺟﻠﻮ ﻫﻤﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻨﻢ


ﺍﺭﻩ ﺏ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻦ !!...



صدای بال و پر جبرئیل می آید
شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
که ساقی از طرف سلسبیل می آید
لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید


***

میلاد پیامبر رحمت، تاج آفرینش بر شما خجسته باد



یه وقتایی
یه حرفایی
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی،
ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن
"درد بی درمون"

لیــــدا


این نامه رو لیدا فقط بخونه

فقط میخوام که حالمو بدونه


کلاغا اطراف منو گرفتن ،

از دور مزرعه هنوز نرفتن


لیــــدا ، دارن نقل و نبات میپاشن

تا عشق و خون دوباره همصدا شن


لیدا چقد دلم برات تنگ شده ،

نیستی ببینی که سرت جنگ شده


نیستی ولی همیشه همصدایی

لیدای من دریای من ، کجایی