بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
بازم از ناله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد
شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
هوا تاره چراغم سوت و کوره
تنم داره میسوزه مثله کوره
خدایا یار من کی برمیگرده؟
آخه این از خداوندی به دوره
چه کج دارو مریضی دارم امشب
چه درد لانه خیزی دارم امشب
چه مهمون عزیزی دارم امشب
بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
بازم از ناله خونین قلبم
خدایا بانگ یارب یارب اومد
شب اومد باز شب اومد باز شب اومد
به جون خسته ام بازم تب اومد
می ترسم که عمر مجال دوباره دیدنت را ندهد
دوست من.اشکم سرازیر ازحسرت روزهای هدر
رفته است
اگر آمدی ونشانی من به گورستان شهر بود
فقط خوبیهایم را به خاطر آور
مطلب پایینی خوشگلتر بود
این چیزا رو نگین

میام میخونم ناراحت میشم...
ببخشید تورو خدا...